... علی شنبه 10 آذر 1397 09:59 ق.ظ نظرات ()

نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود.
پاداش نیکی و احترام به سادات

خدا در قرآن فرمود: بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم از شما نمی خواهم ...


سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )

و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مى‏شود، اطلاق می شود.

اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مى‏رسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.

اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.

این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیت‏ها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیت‏هاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژه‏اى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.

 
احترام و نیکی به سادات....

نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)

خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم از شما نمی خواهم.» (2)

به گفته ابن عباس، هنگامی که این آیه نازل شد از پیامبر (صلی الله علیه آله) پرسیدند: ای رسول خدا! آنان که خدا به مودتشان فرمان داده چه کسانی اند؟ فرمود: علی ( علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندان آن دو.(3)
امام رضا( علیه السلام) نیز فرمودند: نگریستن به فرزندان ما عبادت است، راوی پرسید: نگاه به امامانی که از نسل شمایند یا نگاه به نسل پیامبر(صلی الله علیه آله) ؟ آن حضرت ( علیه السلام) فرمودند: بلکه نگاه به همه فرزندان پیامبر (صلی الله علیه آله) عبادت است تا وقتی که از روش او جدا نشده و خود را به گناهان نیالوده باشند
پاداش نیکی به سادات

رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: در قیامت برای چهار گروه شفاعت می کنم:

1.اکرام کننده به ذریه ام پس از من، 2. برآورنده نیازهایشان، 3.آنکه برای اصلاح امورشان به هنگام اضطرار آنان بکوشد؛ 4. کسی که آنان را با دل و زبانش دوست بدارد(4)؛ همچنین فرمودند: عیادت از بنی هاشم فریضه و زیارت آنان، سنت است.(5)

امام رضا( علیه السلام) نیز فرمودند: نگریستن به فرزندان ما عبادت است، راوی پرسید: نگاه به امامانی که از نسل شمایند یا نگاه به نسل پیامبر(صلی الله علیه آله)؟ آن حضرت(علیه السلام) فرمودند: بلکه نگاه به همه فرزندان پیامبر (صلی الله علیه آله) عبادت است تا وقتی که از روش او جدا نشده و خود را به گناهان نیالوده باشند.(6)

رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
ذریه




 رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)

 

پی نوشت ها:

1.الاحتجاج، ص103

2.سوره شوری، آیه 23

3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823

4.عیون الاخبارالرضا، ج اول

5.بحارالانوار ، ج93، ص234

6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51

7.الامالی، طوسی، ص355

8.الأمالی، صدوق، ص294

فرآوری: محمدی              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان