منوی اصلی
مسجد المهدی ناجی اباد..

باید غُبارِ صَحنِ تو را طوطیا کنند *** « آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»

هو هوی باد نیست که پیچیده در رَواق *** خیلِ ملائکند رضـا یا رضـا کنند

بازارِ عاشقانِ تو از بَس شلوغ شد *** ما شاعرت شدیم که ما را سَوا کنند

«هرگز نمیرد آنکه دلش» جَلدِ مشهد است *** حتّی اگر که بال و پرش را جدا کنند

...

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط *** با یک نگاهِ گوشۀ چشمت دَوا کنند

از آن حریمِ قُدسی ات آقای مهربان *** «آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند»

«شـاعـر : سـیّـد حـسـن رسـتـگـار» 


گر چه آهو نیستم امّا پُر از دلتنگی ام *** ضامنِ چشمانِ آهوها! به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پُرسم، نِشانم می دهند *** گُنبد و گُلدَسته هایَت را، به دادم می رسی؟

ماهیِ اُفتاده بر خاکم، لَبالَب تشنگی *** پهنۀ آبی ترین دریا! به دادم می رسی؟

ماهِ نورانیِ شب های سیاهِ عمرِ من! *** ماهِ من، ای ماهِ من! آیا به دادم می رسی؟

من دخیلِ اِلتماسَم را به چَشمت بسته ام *** هشتمین دُردانۀ زهرا! به دادم می رسی؟

باز هم مشهد، مسافرها، هَیاهوی حـرم *** یک نفر فریاد زد، آقـــــــا... به دادم می رسی؟



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic